الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

380

الغدير ( فارسى )

- خدايا چه شب گرانقدرى كه در ظلمت آن به سعادتى كه هرگز در خيال نمىگنجد ، نايل شدم . - كاروانهاى اميد و آرزو به آرمان رسيدند ، و عطاياى گرانى به ما لطف كردند . - در آن شب ظلمانى با بادهء حلال خوشگوارى كه بس زلال بود ، پذيرايى شدم . - دل من با ديدار آن بزرگوار شادمان ، و ديده‌ام به نور جمالش روشن شد . - در آن شب من به چنين سعادتى نايل گشتم ، و اقرار دارم كه شايستهء چنين دهش و عطايى نبودم . شيخ بهائى در مدح كاظمين ، آرامگاه دو امام بزرگوار ، موسى كاظم و نوه‌اش جواد الائمه عليهما السّلام ابيات زير را سروده است : - اى كسى كه عزم ديدار بغداد دارى ، به سمت غربى آن ديار روانه شو . - كفشهايت را به احترام درآر و چون در پيش روى تو دو گنبد نمايان شد ، فروتنانه پيشانى سپاس بر خاك نه . - چرا كه تو به ديارى مشرّف شده‌اى كه در آنجا آتش موسى و نور محمّد را باهم و يك جا مشاهده مىكنى . از اشعار معروف شيخ بهائى ، رائيه‌اى است كه دربارهء امام منتظر سروده و بر 49 بيت بالغ مىشود . اين قصيده را شادروان علامه شيخ جعفر نقدى در كتاب خود منن الرحمان شرح كرده است ، و اين كتاب به سال 1344 در نجف اشرف در دو مجلد انتشار يافته است . مطلع قصيده اين است : - برقى از صحراى نجد جستن گرفت و خاطر مرا تهييج كرد ، و شعله‌هاى آتش را در جان من فروريخت . بسيارى از شاعران برجسته ، به پيروى از اين قصيدهء مهدويه اشعارى سروده‌اند كه از آن جمله است علّامه امير سيد على بن خلف مشعشعى حويزى كه مطلع قصيده‌اش اين است : - اين همان خانه‌اى است كه در ميان عذيب و ذىقار واقع شده و سنگها و نشانه‌هايى كه